من و خیال تو...



موسیقى ملایم و رویا و پرواز...



چشمهاى بسته و لبخندى نشسته بر کنج لبهایم



و شاید رهگذرانى که دیوانه ام مى پندارند...



اما بیخیال...



بیخیال نگاه و پندارشان...



آنان چه میدانند فکر کردن به تو یعنى چه...